داستان کامل Malfurion Stormrage

بزرگترین درویدی است که تاکنون در جهان ازروت زیسته است و تقریبا از قدرتمندترین افراد حاضر در جهان ازروت است. در بازی جهان هنر نبرد او را یکبار در مون گلید و در کنار ساحل دریاچه الوونارا خواهید دید.

مقدمه

در میان دروید‌ها، ملفیوریون بزرگترین و یکی از قدرتمندترین افراد جهان ازروت است. او برادر دوقلوی ایلیدن طوفان خشم و عاشق تیرانده باد نجوا است. ملفیوریون تمرین درویدیزم را در میان الف‌های شب تحت قیومیت سناریوس نیمه خدا آغاز کرد. پس از پایان نبرد پیشینیان، او دروید اعظم الف‌های شب شد. او اولین بار در هنر نبرد ۳ سرزمین آشوب (پایان ابدیت) ظاهر شد و همچنین در سریر یخی و سه‌گانه نبرد پیشینیان حضور داشت. اغلب او را شاندو می‌خوانند که به معنای «استاد معظم» است. هرچند دوستان نزدیک او گهگاه او را «فیوریون» یا «مل» صدا می‌کنند، کوتاه شده «ملفیوریون»

خصوصیات

«بی باک»، «دانا» و «پرهیزگار» بهترین کلمات در وصف شاندو طوفان‌خشم است. او راه محافظت از جنگل‌های محبوب‌اش و حرمت نهادن حیات در ازروت را برگزید. اومی‌باید هم محافظ جنگل‌های کلیمدور و هم رویای زمردین باشد،‌ که تقریبا غیر ممکن است. مالفیوریون بعضی وقت‌ها باید در دیگر قلمرو بماند تا شاید به آن قلمرو کمک کند. سناریوس استاد او بود و دیگر دروید‌ها و باستانیان بیشتر خواهان کمک کردن به شاندو خویش هستند. تنها چیزی که ملفیوریون ورای طبیعت و زندگی دوست دارد تیرانده است و اعتقاد دارد حیات بدون او ابدا حیات نیست.

بیوگرافی

نبرد پیشینیان

ملفیوریون شاگرد مخصوص سناریوس بود. در جهان باستان قبل از متلاشی شدن بزرگ، ملفیوریون شاگرد ممتاز و صادق شهبانو آشارا بود. او از جمله اولین افرادی بود که از آشارا و پیروانش فاصله گرفت، او نسبت به استفاده از قدرت‌های چشمه جاودانگی بدگمان شده بود و اعتقاد داشت که به آن پاکی که آنها تصور می‌کنند نیست. گرچه او نمی‌توانست وقایعی که بزودی رخ خواهند داد را درک کند، ملفیوریون می‌دانست که کالدوری برای همیشه تغییر خواهد کرد.

آشارا و پاکزادانش مجذوب چشمه شده بودند و آشارا به آنها دستور داده بود که تا جایی که امکان پذیر است در مورد چشمه تحقیق کنند. همچنان که زمان می‌گذشت، پاکزادان یاد گرفتند که چگونه قدرت را از چشمه دریافت و انرژی آن را اداره کنند. سرانجام، آشارای بی‌پروا از جادو استفاده کرد و به سارگراس، دشمن تمام حیات و ارباب لژیون سوزان برخورد. با بازکردن دروازه‌ای در مکان آشارا، پاکزادان جادوگر آشارا که توسط لرد اعظم ژاویوس رهبری می‌شدند گروه بیشماری از اهریمنان و فرماندهان لژیون از جمله، آرکیماند، منراث و هاکار تازی وارد کلیمدور شدند و بر سرزمین‌ها حکمفرما شدند و تمام کسانی که در برابرشان می ایستادند را نابود می‌کردند. الف‌های شب با نومیدی با آنها مبارزه کردند، اما بسیاری در کمک به آنها مردند. لژیون سوزان برنده بود. پاکزادان شروع به ایجاد دروازه‌ای بزرگتر بروی چشمه جاودانگی کردند تا سارگراس را احضار کنند.

اما از طبقه مفلس کالدوری ملفیوریون برخواست. برادرش ایلیدن را متقاعد ساخت تا استفاده از جادو را فراموش کند ملفیوریون و معشوق‌اش، تیرانده باد نجوا، کاهنه ی اعظم الوون، سریعا به دنبال نیمه خدای باستانی سناریوس رفتند، در آرزوی اینکه او محاصره مردمانشان را به تاخیر بیاندازد.

حتی با کمک سناریوس و الکستراسزا شهبانو اژدهایان، ملفیوریون دانست که مردمانش نمی‌توانند در مقابل قدرت پایدار متهاجمان اهریمنی بایستند. با اعتقاد به اینکه چشمه جاودانگی دروازه‌ی آنهاست، ملفیوریون مصمم به نابود کردن آن شد. با آگاهی از این موضوع که ویرانی می‌تواند موجودات فانی را پراکنده کند و بدون هیچ جادویی، الف‌های شب با بی میلی با یورش به استحکامات آشارا موافقت کردند تا بر تهاجم خاتمه دهند.

بهرحال، ایلیدن با اعتیادش به جادو و عشق بیهوداش نسبت به تیرانده، از وداع گفتن با قدرت سرباز زد و ایستادگی خویش را از دست داد تا به پاکزادان هشدار دهد. ایلیدن می‌خواست که سریعا به آنها دست یابد، و از قصد ملفیوریون در حمله سریع و غافل گیر کردن آنها، پاکزادان را مطلع سازد.

آشارا و پاکزادانش آماده‌ی حمله آنها بودند، و جادوهای بی‌نظم او نیروهای فوریون را خرد کرد. اما این تیرانده بود که به دستان خادمان آشارا افتاده بود، اکنون تبدیل به ساتیر شده بود که به ملفیوریون برای حمله نهایی قدرت می‌بخشید.

آشارا با ملفیوریون در پرتال بدور از قوانین جادویی‌اش نبرد کرد و گردابی ناپایدار بوجود آمد. ملفیوریون طلسمی بکار برد تا طوفانی عظیم بسازد که تمام اهریمنان را از زمین برداشته و به سمت چشمه و سپس به مارپیچ زیرین روانه سازد. چشمه جاودانگی شروع به فروپاشی از درون شد، زمین خمیده شد، مکان آشارا و خرابه‌های شهر زین آشاری را بلعید. با اینکه سارگراس می‌دانست که پورتال بسته شده تلاش کرد تا اقدامی غیرقابل تامل کند قدم به پورتال گذاشت تا مجدد آن را بسازد و وارد ازروت شود. پورتال سرانجام منفجر شد و سارگراس در داخل آن بدام افتاد. چشمه جاودانگی به طرزی فاجعه بار منفجر شد که جهان را برای همیشه چند تکه کرد.

گرچه ملفیوریون زنده ماند. جهان چند تکه شد، ملفیوریون، تیرانده و سناریوس موافقت کردند تا الف‌های شب را به سمت خانه‌ی جدیدشان هدایت کنند.

وحشتشان از دریاچه بالای کوه هایجال بود که توسط انرژی‌های جادویی چشمه جاودانگی تبدیل به چشمه‌ای جدید شده بود، چیزی که آرزوی از بین رفتنش را برای همیشه داشتند. ایلیدن کسی که خواستار نگهداری جادوهای سری بود معتاد شده بود، هفت بطری از آب چشمه جاودانگی برداشته بود و سه‌تای آن را در دریاچه ریخته بود و چشمه‌ای جدید ساخته بود. با آگاهی از اعتیاد ایلیدن به جادو و خطر همیشه گی جهان، ملفیوریون برادرش را در غارهای زیر کوه هایجال زندانی کرد؛ هنوز متلاشی شدن در ذهنش بود، ملفیوریون و الف‌های شب جرات نابود کردن چشمه جدید را نداشتند.

ملفیوریون بدنبال ناظران رفت، خواستار ملاقات با الکستراسزا، ایسرا و نزدرمو و بازگشتشان از مکان‌های پنهان شد آنها از شنیدن ساخته شدن چشمه جدید شگفت زده شدند. تمام آنها یقین داشتند که لژیون سوزان انرژی‌های آن را بار دیگر استشمام خواهد کرد و بار دیگر ازروت را خواهد یافت.

ملفیوریون پذیرفت و آنها مصمم به حفاظت از چشمه شدند. در پایان ، آنها درخت جهان، نوردراسیل را ساختند که متعهد به محافظت از چشمه جاودانگی و الف‌های شب شد. الکستراسزا هستی بخش، سه درخت کاشت و آنها را با میوه گانیر افسون کرد. نزدرموی جاویدان، افسونی بر درخت خواند که تازمانی که پابرجاست، الف‌های شب هرگز از سالخوردگی و مرض نمیرند. ایسرا رویا بین، نوردراسیل را به رویای زمردین متصل ساخت. از طریق درخت او به آرامی می‌توانست جهان را بازسازی کند. گرچه، نگهداری رویای زمریدن نیاز به حس آگاهی و سیر کردن از گذرگاه‌های ابدی است. برای ثابت ماندن آن، تمام درویدها حاضر به خوابیدن برای قرن‌ها شدند. با وجود اینکه آنها سال‌ها را از دست می‌دهند و پیوند یافته دائمی با رویای زمردین می‌شوند.

ملفیوریون و تیرانده به مردمانشان کمک کردند تا جامعه خویش را در میان جنگل‌های آشن‌ویل اطراف هایجال بازسازی کنند. سناریوس راه‌های جنگل را به آنها آموخت و ملفیوریون بطور قابل ملاحظه‌ای در قدرتی که به نام هنر درویدی است رشد کرد. و تبدیل به دروید اعظم شد ،او اولین دروید در میان مردمش بود.

گرچه او آرزو داشت که با تیرانده بماند، ملفیوریون و درویدهای مهربانش با آرامش برای سال‌ها خوابیدند تا زمانی که با حمله دث‌رامار و بازماندگان پاکزادان بیدار شدند. او به سرعت آنها را شکست داد اما دروید‌ها از نابود کردن آنها با از دست رفتن جان‌ها سر باز زدند، چنین بود که ملفیوریون از اینکه پاکزادان تبعید شده‌ بودند آگاه شد. دث‌رامار و پیروانش بعدها الف عالی شدند. گرچه بطرز غیر قابل باوری قلب‌هایشان زجرکشیده بود، ملفیوریون تیرانده را ترک کرد تا مجدد به رویای زمردین وارد شود، و در غار کوه فوریون در جزیره مون‌گلید بخواب رفت.

گاه گاهی، اشاره شده است که Malfurionو دیگر درویدان که برای ده هزار سال بین نبرد پیشینیان و جنگ سوم در خواب بودند، تنها در زمان‌های بسیار حساس بیدار می‌شدند. گرچه بسیاری از منابع موافق‌اند که این یکچرخه بود و آن درویدها هر از چند قرنی برای دیدن همسرانشان، خواهران و دخترانشان بیدار می‌شدند. این چرخه می‌باید به آسانی در صورت نیاز مقطوع شد، اما درویدها می‌بایست به رویا در نزدیک ترین زمان بازگردند.

پایان ابدیت، ۱۰۰۰۰ سال بعد

بعد از اینکه تیرانده با سه محافظ بیشه : محافظ روشنایی، محافظ آتش و محافظ یخ نبرد کرد به شاخ سناریوس دست یافت. Malfurion با صدای شاخ سناریوس بیدار شد. او می‌توانست تباهی و ضعف سرزمین‌اش را حتی در رویای زمردین حس کند و زمانی که او بیدار شد او ترنت‌ها را از بیشه به مبارزه با متهاجمان نامرده که نزدیک غار کوه فیوریون بودند فراخواند.

تیرانده مسئول بیدار شدن او بود، به او گفت که آرکیماند به کلیمدور بازگشته است و لژیون را با خود آورده است. ملفیوریون به‌سرعت وارلاک‌ها را به یاد آورد؛ او به کوه هایجال هجوم می‌برد و شروع به کشیدن انرژی‌های عرفانی نوردراسیل می‌کرد. هدف او مشخص بود. آنها می‌بایست دروید‌ها را بیدار و آرکیماند را متوقف می‌کردند.

وقتی‌ ملفیوریون نبرد نژادهای بیگانه با نامرده‌گان دید، درباره اینکه شاید آنها بتوانند متحد خوبی در نبرد پیش رو باشند فکر کرد. اما تیرانده به سرعت این ایده را رد کرد و گفت که آنها سناریوس را کشتند و سزاوار هر سرنوشت شومی در مقابل نامرده‌گان هستند.

این طبیعت وحشی سعی کرد تا درویدان چنگال را که در غار کوه چنگال دروید در زمستان‌بهاری به خواب رفته بودند را بیدار کنند، تیرانده گروهی از فربلاگ‌ها را یافت، تیرانده به آنها در آشن‌ویل کمک کرده بود و و آنها اکنون در سایه تاریکی فاسد شده بودند. نیروهای تیرانده همه را کشتند. آن‌ها راه خویش را از میان نامردگان با ارک‌ها و انسان‌ها که در همه نقاط می‌جنگیدند باز کردند، تازمانی که به غار کوه رسیدند، همان جایی‌‌که ملفیوریون در شاخ سناریوس دمید. درویدهای چنگال بیدار شدند و ملزم به کمک رساندن به ملفیوریون در بیدار ساختن درویدهای چنگال در اعماق کوه هایجال شدند.

به‌محض ورود به کوهستان‌های غاردار، ملفیوریون و تیرانده انکبوتی غول پیکر بهمراه دیگر مخلوقات عجیب را یافتند حتی درون کوه مقدس هایجال آن‌ها به‌طور وسیعی توسط شیاطین فاسد شده بودند. بسیار زود، آن‌ها به درگاهی رسیدند که به تالاری که منتهی می‌شد که برادر خائن ملفیوریون، ایلیدن در آنجا بود. با وجود اعتراض فیوریون، تیرانده وارد زندان شد و ایلیدن را آزاد ساخت. ملفیریون به جستجو ادامه داد و دروید‌های چنگال فراموش شده را یافت و شکل خرس‌های شکاری آن‌ها را در مقابل اشکال الف‌های شب پذیرفت. افکار دروید‌ها همانند همان خرس‌ها بود، و به همین سبب ذی شعور بودند. اما با شاخ سناریوس، ملفیوریون آن‌ها را‌ آزاد ساخت. آن‌ها از بازگشت ذهن‌هایشان تشکر کردند، درویدهای چنگال پذیرفتند تا در نبرد بر علیه لژیون سهیم شوند.

تیرانده ایلیدن رادر آرزوی این‌که او می‌تواند نقشی موثر در جنگ داشته باشد آزاد ساخت. هنوز، بعد این همه سال، ملفیوریون از اطمینان کردن به ایلیدن بخاطر خیانتش پرهیز می‌کرد. ایلیدن به ملفیوریون کنایه می‌زد که زمانی آن‌ها باهم در برابر شیاطین می‌جنگیدند، اما MalfurionMalfurionMalfurion قاطع بود؛ و تمایل به انجام این کار نداشت.

ایلیدن نیروهایی از الف‌های شب را به سرزمین‌های فاسد شده فل‌وود برد و نبردی را با تایکاندریوس آغاز کرد. تیرانده و ملفیوریون به سرعت به استحکامات ایلیدن یورش بردند، اما وقتی‌که آن‌ها رسیدند ایلیدن پیروز شده بود و در ظاهر غولی اهریمن‌گون بود. ایلیدن قدرت جمجمه گولدان را برای خودش بدست آورده بود و از آن برای نابود کردن تایکاندریوس استفاده کرده بود. ملفیوریون و تیرانده هردویشان این انتخاب شوم ایلیدن را باور نمی‌کردند و اورا برای همیشه از بیشه‌زار بیرون راندند. ایلیدن چندان مایل به مشاجره کردن با برادرش نبود و با کمال میل آن‌را پذیرفت.

آن شب، ملفیوریون رویایی دید. یک کلاغ بزرگ پیش‌اش آمد و به اوگفت که تیرانده را به مقر کوه هایجال بیاورد. او همچون آموزگاری بود. و در نهایت آن‌ها جینا و ترال رهبران نیروهای بیگانه کلیمدور را ملاقات کردند.

تیرانده آن‌ها را بخاطر نبردشان ملامت کرد. کلاغ سیاه ظاهر شد و خودش را مدیو، آخرین محافظ تریستیفال معرفی کرد. مدیو الف‌ها را متقاعد ساخت تا با نیروهای بیگانه در آخرین شانس برای متوقف ساختن آرکیماند در حمله به درخت جهان متحد شوند. تیرانده با بی‌میلی پذیرفت

از «قربانی دادن» در قله هایجال، جایی که درخت جهان و چشمه جاودانگی در آن قرار داشت، ملفیوریون نقشه حمله را کشید. مدافعان به‌سرعت تمام مسیر را تا بالای کوه سنگر بندی کردند و آماده مقابله با صعود آرکیماند شدند. ملفیوریون می‌دانست که برای شسکت آرکیماند چه کاری باید انجام دهد، او می‌بایست قدرت‌های درخت زندگی را بر سر ارباب اهریمن رها می‌ساخت.

آرکیماند توسط سه ستوان قدرتمند باقی‌مانده خویش (لیچ ریج وینترچیل، ازگالور جانشین منراث و انثرون جانشین تایکاندروس) نبرد هایجال را هدایت می‌کردند، راه خویش را با گذشتن از پایگاه جینا و ترال باز کردند. سرانجام به آخرین استحکامات تیرانده رسید و چرخید و همه چیز را خرد کرد و با نفس‌اش دروازه‌ها را افسون کرد و راه خویش را به سمت درخت جهان باز کرد. تیرانده و ملفیوریون نزدیک شدن‌اش را نظاره می‌کردند، محافظین باستانی بی‌پروا در حین نبرد در پایگاه درخت جهان جمع‌اوری شده بودند. پیروزی آرکیماند با از جان گذشتگی محافظین برعکس شد و او از بدام افتادن در تله‌ای که آن‌ها برای او گسترده بودند بی‌خبر بود.

وقتی‌که آرکیماند به درخت رسید، ملفیوریون در شاخ سناریوس دمید. هزاران محافظ باستانی از خواب طبیعی‌شان بیدار شدند، به جنبجو افتادند و به آرکیماند حمله کردند، آرکیماند آتش گرفت و منفجر شد و آرکیماند و بیشه‌زار بالای کوه هیاجال را سوزاند. درخت جهان خرد شد و جاودانگی الف‌های شب پایان یافت

وحشت از اتفاقات

یک روز که ملفیوریون و تیرانده در حال برسی نوردراسیل بودند سفیر مایو زندان‌بان به ملاقاتشان آمد و از آن‌ها در خواست کرد که به برعلیه ایلیدن اقدامی بکنند. شکارچی دیو سابق تغییر رویه داده بود و نژادی از مردمان مار ماهی شکل به نام ناگا را برای کمک در اجرای نقشه‌اش به استخدام خویش در آورده بود که برای کشتن سایه آواز و نیروهایش تلاش می‌کردند. ملفیوریون به‌سرعت برای کمک کردن به آنها همراه تیرانده عازم شد.

Malfurion Malfurion غول‌های کوهستان را با خودش آورد تا کمکی برای نبرد باشند و از میان قبایل ناگا نبرد را ادامه داد تا به مایو رسید. مایو از زمانی که تیرانده محافظین مایو را برای آزاد سازی ایلیدن کشته بود از او ناراحت بود. Malfurion  به بحث بین دو زن قبل از این کار به جاهای باریک بکشد خاتمه داد و هر دو را به کنار گذاشتن خصومت شخصی تا زمانی که ایلیدن را دستگیر می‌کنند پند داد. آن‌ها خشمگینانه با ناگا نبرد کردند تا اینکه سرانجام با ایلیدن که تیرانده را اسیر کرده بود مواجه شدند. اما ایلیدن او را با این اخطار که تعقیب‌اش نکند رها کرد و قبل از اینکه دستگیر شود فرار کرد. آن‌ها او را در دریا دنبال کردند و بر سواحل لردران فرود آمدند.

Malfurion از آلودگی بیشه‌ها آشفته شد، و به جنگل رفت تا با ارواح بیشه ارتباط برقرار کند، اما به مایو و تیرانده دستور داد اختلافات گذشته را در غیاب او و در زمان جستجوی ایلیدن کنار بگذارند.

همان‌طور که به جنگل رفت، ملفیوریون زجر کشیدن زمین را حس کرد و با ارواح نیک‌خواه بیشه ملاقات کرد و آن‌ها به او تصویری از نرثرند را نشان دادند، که در حال تکه تکه شدن به دست جادوی بی‌ملاحظه ایلیدن با چشم سارگراس بود. ملفیوریون بخاطر جهان وحشت کرد و مصمم به متوقف ساختن برادرش شد.

اما وقتی که مایو را پیدا کرد، تیرانده را ندید. مایو با ناراحتی از کشته شدن تیرانده در نبرد خبر داد. ملفیوریون بشدن خشمگین شد و نیروهایش را به سمت ناگا‌های ایلیدن فرستاد و با کمک مایو و متحد جدیدش کیل‌تاس آن‌ها نیروهای ایلیدن را شکست دادند و او را اسیر کردند. ملفیوریون ایلیدن را به کشتن تیرانده متهم ساخت، اما کیل زبان گشود و گفت که او نمرده بلکه فقط به درون رودخانه سقوط کرده است. ملفیوریون به واقعیت پی‌برد مایو را اسیر کرد و با داوطلب شدن ایلیدن و ناگاهایش برای نجات تیرانده براه افتاد.

وقتی آن‌ها تیرانده را یافتند او و تعداد اندکی از محافظان با نومیدی در حال نبرد با نامردگان بودند. ایلیدن برای رسیدن به او از میان رودخانه با ناگا‌هایش حرکت کرد در این حین ملفیوریون با متهاجمان نامرده می‌جنگید. سرانجام، آن‌ها از میان نیروهای نامرده راه خویش را باز کردند و ایلیدن تیرانده را نجات داد.

وقتی‌که ایلیدن تیرانده را به ملفیوریون بازگرداند،او بسیار تشکر کرد.او ایلیدن را آزاد ساخت اما ملفیوریون به برادرش هشدار داد که اگر او بار دیگر برای الف‌های شب مشکل ایجاد کند. دیگر فراموش نخواهد کرد. ایلیدن با این شرط‌ها موافقت کرد و دروازه‌ای سری باز کرد.

همچنانکه او می‌رفت، مایو بسیار متعجب شد و با خشم ملفیوریون و تیرانده را بخاطر رها ساختن ایلیدن سرزنش کرد. در این جنون او و قراولانش بدنبال ایلیدن وارد دروازه شدند. تیرانده تلاش کرد تا مانع او شود. اما ملفیوریون به او اجازه رفتن داد، می‌دانست که هیچ چیزی نمی‌تواند جلوی او را بگیرد.

با افسوسی بسیار ملفیوریون و تیرانده آ‌ن‌جا را ترک کردند و به قلمروی خویش بازگشتند.

فعالیت‌های اخیر

ملفیوریون طوفان‌خشم جایگاهی همچون پیامبر و نجات‌دهنده در میان مردمش دارد. بعضی وقت‌ها بعد از بازگشت به کلیمدور در کنار تیرانده، او به تعدادی از الف‌های شب که نقشه ساختن درخت جهان جدیدی را در آرزوی بازگردانی ابدیت از دست رفته‌شان داشتند آموزش داد. ملفیوریون آنها را پند داد و گفت که طبیعت با چنین حرکت خودپسندانه‌ای هرگز تقدیس نخواهد شد.

بتازگی، چیزی رویای Malfurion را دچار آشفتگی کرده است. اکنون او درجایی میان رویا گیر افتاده است، آنسوی جایی که حتی دور از دست‌رس اژدهایان سبز که کنترل آن را در دست دارند است. در بازی کوئست‌ها و اتفاقات نشان می‌دهد که او درکنار روح سناریوس با کابوس می‌جنگد. بهرحال او به انتخاب خودش باز نمی‌گردد یا بخاطر اینکه توسط کابوس آشفته و بیدار نمی‌شود. چیزی که معلوم است این است که با از دست رفتن ملفیوریون، الف‌های شب کورکورانه به سمت تاریکی می لغزند.

پس از صحبت کردن با دروید‌های مون‌گلید، بران ریش برنزی توضیحی از وقایع اسرار آمیز پشت پرده کمای Malfurion می‌دهد، که یک نفر در حقیقت به Malfurion حمله کرده است. «یک متاهجم ناشناس اخیرا کاری با رهبر محبوب دروید‌ها Malfurionطوفان‌خشم انجام داده و او از آن وقت تاکنون در مرحله‌ی کاتاتونیایى است. با آگاهی از اینکه محفل سناریون دشمن قدرمتندی دارد تا رهبرشان را عزل کند، درویدها به‌شدت ناراحت هستند، بعد از صحبت کردن با بعضی از درویدهای اینجا، چیزی غیر عادی و عملی ناراحت کننده را دریافتم» بران معتقد است که هرچیزی که این کار را انجام داده باید یکی از قدرتمندترین افراد Malfurion در جهان باشد. «مهمترین آن‌ها رمولوس و فاندرال استگهلم هستند، در حال حاضر آن‌ها تنها درویدان قدرتمند هستند که پتانسیل کافی برای خراب کردن کار ملفیوریون در رویای زمردین را دار می‌باشند»

با گم شدن Malfurion، دروید اعظم فاندرال استگ‌هلم رهبری دروید‌ها را به‌دست گرفته است، و در محفل باستانی دارک‌شور دروید‌ها را متقاعد ساخته که زمان بازسازی الف‌ها فرا رسیده است و زمان آن است که آن‌ها جاودانگی خویش را دوباره بدست آورند. با موافقت محفل، استگ‌هلم و بیشتر دروید‌های قدرتمند تلدراسیل درخت جهان جدید را کاشتند.

وضعیت Malfurion در پرده‌ای از ابهام است. تنها مقامات عالی رتبه محفل سناریون و خواهران الوون از آن با اطلاع هستند.

درMalfurion جهان هنر نبرد

ملفیوریون هنور در کما است و هنوز بطور فیزیکی در بازی ظاهر نشده است. او در رویای زمردین ظاهر می‌شود، یکبار در مون‌گلید و دیگر بار در معبد آتال‌هاکار.