داستان کامل Tirion Fordring

 

تیریون یکی از اولین پنچ شهسواران دست نقره‌ای است که توسط اسقف اعظم آلونوس فاول انتخاب شدند، و یکی از قهرمانان جنگ دوم بود.

قبل از اینکه بخاطر دفاع از یک هورد به نام ایتریگ جایگاه خویش را از دست داده و تبعید شود ارباب ماردن هولد کیپ در هارث گلن بود. اخیرا بدنبال مرگ فرزندش تائلان فوردرینگ، Tirionشخصا وارد عمل شده تا انجمن دست نقره‌ای را بازسازی کند. اکنون جهاد نقره‌ای را رهبری می‌کند، تشکلی شامل شهسواران قدیمی دست نقره‌ای و آرگنت داون، که بر علیه لیچ کینگ و غضب می‌جنگند. هنوز هم دوستی او با رفیق خوبش ارک کهنه‌کار ایتریگ پابرجاست.

بیوگرافی

 داستان ایتریگ

بعنوان حکمران پادشاهی هارث‌گلن، تیریون زندگی راحتی داشت،‌ احترامی بسیار و عشقی توسط همسرش کاراندا و پسرش تائلان داشت. هم یک مبارز بزرگ بود و هم یک رهبر، Tirion در پادشاهی لردران مشهور بود. بخاطر بدست آوردن قدرت نظامی، تمریانت Tirion بعنوان یک پالادین در زمان تهاجم ارک ها برایش صلح و صفا به ارمغان آورده بود. بعد از این‌که جنگ پایان یافت، Tirion هر شب برای اینکه نزاعی دیگر بر اتباعش زیان نرساند دعا می‌خواند.

یک روز، با ارکی پیر و منزوی که در برجی خراب شده زندگی می‌کرد روبرو شد. بلافاصله هردو به جان هم افتادند و گردوخاک کردند تا اینکه خرابه‌های برج بروی تیریون افتاد و از هوش رفت. روز بعد در تختخواب‌اش بیدار شد و فهمید که به سختی شکست خورده است. درد و رنج را تحمل کرد و با کمک دوست اش بارثیلاس بهبود یافت.

فهمید که ارک نجات‌اش داده است، تیریون ردپای خویش را دنبال کرد و به‌سوی برج گام برداشت. ایتریگ ارک به تیریون گفت که قبل از اینکه به ازروت بیاید، ارک‌ها اجتماعی باشکوه برپایه شمنیزم داشته‌اند. پس از جنگ، او هورد آلوده را ترک کرده است. تیریون شرافت بزرگی را در ایتریگ دید و قول داد که راز زنده بودن او را حفظ کند، به سمت مردمش برگشت و به آن‌ها اعلام کرد که با ارک معامله کرده و هیچ خطری نیست.

بارثیلاس چندان رازدار نبود و سیدن داث روهان را فراخواند و موضوع را به او گفت. داث روهان گروهی از شکارچیان را به جنگلی که ایتریگ بود برد. در این حین که ارک اسیر شد، تیریون با مردان داث روهان می‌جنگید، و داث روهان با او توضیح می‌داد که اعمالش خیانت است. تیریون به استراث‌هلم برده شد تا محاکمه شود.

با وجود التماس‌های کاراندرا به هیئت منصفه برای بخشیدن او بخاطر شرافت‌اش، تیریون امیدوار بود که عبرتی برای فرزندش باشد، به دادگاه عین اتفاق را بازگفت. سرانجام، هیئت منصفه‌‌ای تشکیل شده از دریاسالار دائلین پرادمور، جادوگر اعظم آنتونیداس، اسقف اعظم آلونوس فاول و شاهزاده آرتاس منتیل تصمیم گرفتند از این‌رو که تیریون به نیروهای اتحاد حمله کرده، دیگر عضوی از شهسواران درست نقره‌ای نیست و محکوم به تبعید شد. اوتر روشنایی‌آور طی یک مراسم نظامی قدرت‌های تیریون را از او گرفت و او را به‌خانه برای جمع کردن وسایلش فرستاد.

بخاطر جلوگیری کردن از دستگیر شدن ایتریگ و جنایات جنگی که مرتکب شده بود، تیریون به استراث‌هلم برگشت،آن‌جا به محافظین ایتریگ حمله کرد. غافلگیر شدند و سعی کردند تا اورا آرام سازند تا زمانی‌که گروهی از ارک‌ها به شهر یورش بردند. تیریون از این فرصت استفاده کردو ایتریگ را آزاد کرده و از شهر فرار کرد.

وقتی‌که در جنگل بودند، تیریون نزدیک شدن مرگ ایتریگ را حس کرد و تنها کاری که می‌توانست انجام دهد فراخواندن قدرت‌های نور برای شفا دادن ارکی که جانش را پیشتر نجات داده، بود. شگفت زده شد هنور قدرت‌های نور اورا برکت می‌داد و ایتریگ نجات پیدا کرد.

ناگهان خودشان را در محاصره ارک‌ها و جنگ‌سالار جدید ترال دیدند کسی که با ایترایگ گفتگو کرده و او را برای بازگشت به هوردی که آداب و سنن قدیمی و ریشه‌های شمنیزم بازگشته دعوت کرده بود. ایتریگ برای پذیرفتن آن درنگ نکرد.

تیریون در لردران ماند تا پیوستن فرزندش به شهسواران دست‌نقره‌ای را تماشا کند. فرزندش بعدها تبدیل به ارباب ماردن‌هولد شد. همسر تیریون به پسرش گفته بود که پدرش مرده و قبری فرضی برای او در کلیسا ساخت جایی که تائلان اسباب بازی‌اش را دفن کرد و مادرش پتک جنگ پدر را دریاد و خاطره او به فرزند داد.

تبعید و بازگشت

تیریون پس از تبعید در مزرعه کوچکی که واقع در شمال غرب سرزمین‌های طاعون زده شرقی در ساحل رودخانه ثاندروریل با اسب وفادارش میرادور زندگی می‌کرد. در زمان جنگ سوم او بر علیه نامردگان غضب می‌جنگید.
او از پیدا کردن فرزندش تائلان وحشت زده بود، به جهاد سرخ پیوست و سرانجام تبدیل به لرد ارشد این محفل شد. با این‌وجود دورادور مراقب فرزندش بود و داوطلبان جسور را برای کمک به خودش و اندک مجاهدان در روستای کوچک سیندر‌هلم به خدمت می‌گرفت، آن‌ها توسط نیروهای غضب محاصره شدند، و غضب مانع از پیشروی آن‌ها شد.
اخیرا، تیریون توسط مجاهدان از خاطرات فرزندش مطلع شد و متقاعد شد که جهاد را ترک کند تا مرگ فرزند را بچشم ببیند. پس از آگاهی از مرگ فرزندش،مصمم شد تا انجمن اصلی دست‌نقره‌ای را بازسازی کرده و آن را نیرویی خوب در جهان سازد.

جهان هنر نبرد

تیریون فوردرینگ کوئست گیرنده سطح ۶۱ است که در کلبه‌ای نزدیک جنوب غربی تونل سرزمین‌های طاعون زده شرقی قرار دارد. او کمک‌هایی که از جانب اتحاد و هورد است را پذیراست. که داستان خودش و چیزهایی که از اتریگ آموخته را نقل می‌کند.

جهاد سوزان

در جهان هنر نبرد : جهاد سوزان، تیریون فوردرینگ را می‌توان در هیلزباراد فوتیلز قدیم و از طریق غار زمان پیدا کرد. تیریون در مسافرخانه ساحل جنوبی با لباسی آهنی که همانند زره کنونی اوست و بهمراه اعضاء دست‌نقره‌ای در حال بحث در مورد اشبرینگر هستند. او اولین کسی بود که به‌آینده اسلحه و حماسی بودن نام آن اشاره می‌کند. متاسفانه، بیشتر دوستانی که در اینجا دور هم جمع شده بودند بعدها تبدیل به دشمن شدند، هرچند باقی مانده‌گان این گروه بعدها نهضتی متعصب ساختند.

خشم لیچ کینگ

در بازی جهان هنر نبرد : خشم لیچ کینگ، تیریون به والگرید در دره مخوف نرثرند نقل مکان کرده و کوئست گیرنده‌ی سطح ۷۳ شده و لردوالا تیریون فوردرینگ لقب گرفته است.
Tirion «فرمانده والا جهاد نقره‌ای» لقب گرفته است. جهاد نقره‌ای از ادغام آرگنت داون و دست‌نقره‌ای بوجود آمده است.
همچنین تیریون در سریر یخی در کنار فدائیان نقره‌ای پیدا می‌شود که درحال صحبت با پاسدار ایبون است. بر اساس دیالوگ این دو با هم، شما می‌فهمید که ایبون در واقع همان داریون موگرین است. داریون موگرین بدبینانه می‌گوید که آن‌ها نمی‌توانند تا زمانی که لیچ کینگ در مقابل هیچ یک از اشکال نور آسیب پذیر نیست پیروز شوند. تیریون به او می‌گوید که خودش را هم تراز غضب نمی‌کند. آن‌ها برای افتخار این‌کار را می‌کنند.

شخصیت

بعنوان یک پالادین تیریون فوردرینگ یک مرد شریف بود و برای نشان دادن شرافت‌اش در پایبندی به قول‌اش هیچ ابایی از نبرد حتی با دوستان و خانواده‌اش را ندارد. بعنوان مثال، وقتی‌که فوردرینگ تلاش کرد تا به همسر و دوست قدیمی‌اش آردن توضیح دهد که نجات دادت ایتریگ بخاطر شرافت است.